بازدید کننده میهمان، خوش آمديد!      امروز 31 شهريور ماه ، 1396
 

اهداف انجمن

عضویت و همکاری

 اعضای هیات موسس و مديره


مجلات مرتبط

انجمن های مرتبط

 جستجو در کنفرانس ها


اساتيد و محققين

معرفي دانشجويان

اعضای جدید انجمن


آرشیو کنفرانس ها

شاخه های دانشجویی


واژه گزینی
مناسب ترین واژه معادل Periodogram چیست؟

دوره نما
دوره نگار



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء 2

محققین: آقای دکتر بابک نجار اعرابی
معرفی اساتید و محققین



آقای دکتر لطفا در خصوص انگیزه ایجاد انجمنهای علمی توضیح بفرمایید.

نیاز به تشکل انجمن‏ها معمولاً بعد از اینکه عدۀ زیادی شروع به کار تحقیقاتی می‏کنند (که البته فقط به بحث دانشگاهی و آکادمیک محدود نمی‏شود) ولی به هرحال وقتی در دانشگاهی کار تحقیقاتی شروع می‏شود و عده‏ای در این زمینه کار می‏کنند، بعد عده‏ای کاربردهای مربوط به آن حوزه را استفاده می‏کنند، بعد می‏خواهند تخصصی‏تر برخورد کنند و بعد می‏خواهند کاربردهایی را خودشان بسازند و نهایتاً تعداد آدم‏هایی که درگیر این کار هستند افزایش پیدا می‏کند، خودبه‏خود این میل به وجود می‏آید که تجمعاتی داشته باشند، از کار هم باخبر شوند، در سطح داخلی به صورتی سازماندهی‏ شده و با هم ارتباط داشته باشند. با واحدهای مشابه بین‏المللی ارتباط برقرار کنند. این شاید همان انگیزه اصلی باشد که افراد را به سمت تشکیل و تأسیس انجمن‏های علمی سوق می‏دهد. وزارت علوم اخیراً به دلایل متفاوتی به این مزیت انجمن‏های علمی علاقمند شده و مایل هست که کار نشر علم را در حوزه‏های مختلف حتی‏المقدور به انجمن‏ها واگذار کند و در واقع مایل است که به عنوان مثال انجمن متولّی نشریه تخصصی در زمینۀ ماشین ویژن باشد تا اینکه دانشگاهی خاص یا مجموعه افرادی در گوشه‏ای از کشور این کار را انجام دهند. شاید بتوان دلیل این امر را این گونه ارزیابی کرد که انجمن‏ها بنابه تعریف مزیت ملّی دارند، افراد ممکن است از هر شهر و هر دانشگاهی که در این زمینه فعّال هستند در این انجمن‏ها حضور داشته باشند.

آقای دکتر آیا انجمنی در ایران فعالیتهایی مشابه انجمن ماشین بینایی دارد؟

در مورد انجمن مشابه، واقعاً به صورت مشابه انجمن وجود ندارد، ولی انجمن‏هایی که مرتبط بودند و شاید آدم‏هایی که در حوزه ماشین بینایی و پردازش تصویر کار می‏کردند (قبل از تأسیس انجمن ما) با این انجمن‏های عمومی همکاری می‏کردند و البته در کنفرانس‏های مربوط به آن انجمن‏ها هم بیشتر شرکت می‏کردند، بله وجود دارد. اصولاً به وجود آمدن انجمن ما به نوعی محصول چند دوره برگزاری موفق کنفرانس ماشین بینایی و پردازش تصویر ایران است. یعنی بعد از برگزاری اولین دوره کنفرانس در بیرجند (اگر اشتباه نکنم)، دومین دوره در دانشگاه خواجه نصیر و سومین دوره در دانشگاه تهران ایدۀ تأسیس انجمن شکل گرفت و بعد از آن کنفرانس حالت منسجم‏تری پیدا کرد.

می‏دانید خوبی کنفرانس چیست؟ وقتی کنفرانس برگزار می‏شود، افراد متخصص این زمینه از جاهای مختلف کشور گرد هم می‏آیند و کم‏کم به خودمان که نگاه می‏کردیم می‏دیدیم عدۀ زیادی هستیم و این همه محقق در زمینۀ ماشین بینایی در کشور هست. برای اینکه نهادی ایجاد شود که این ارتباط را منظم‏تر و ریشه‏ای‏تر کند فکر تأسیسن انجمن به وجود آمد که البتّه انجمن به لحاظ سازمانی باید متولّی برگزاری کنفرانس هم باشد. در حال حاضر هر دو سال یکبار کنفرانس ماشین بینایی در یک دانشگاه برگزار می‏شود امّا در صورت وجود انجمن این مسئولیت به انجمن واگذار می‏شود.

قبل از اینکه کنفرانس وجود داشته باشد اوضاع به چه صورت بود؟

کسانی که در حوزۀ ماشین بینایی و پردازش تصویر کار می‏کردند غالباً مقالاتشان را در کنفرانس‏هایی که سیستم کامپیوتری یا کمی برقی ـ کامپیوتری داشتند ارائه می‏کردند و حالا در این مورد کنفرانس کامپیوتر ایران که برگزاریش بر عهده انجمن کامپیوتر هست، حجم عمده‏ای از مقالات را می‏گرفت، به علاوه خیلی از این افرادی که در حوزه ماشین بینایی فعال هستند اگر مایل به فعالیّت‏ در انجمنی بودند با انجمن کامپیوتر همکاری می‏کردند. انجمن دیگری هم که با ما شباهت زیادی دارد و تقریباً همزمان با انجمن ما به وجود آمده انجمن «سیستم‏های هوشمند ایران» هست. در این انجمن بخش زیادی از فعالیّت‏هایی که در حوزۀ ماشین بینایی است و می‏توان برچسب سیستم‏های هوشمند به آن زد انجام می‏گیرد. آنها هم کنفرانس جداگانه‏ای دارند. اینها سازه‏هایی هستند که هم‏پوشانی خوبی با ماشین بینایی دارند و قبل از اینکه ماشین بینایی چه کنفرانس و چه انجمنش وجود داشته باشد، افراد در این مجموعه فعالیّت‏ می‏کردند. در حال حاضر هم ما ارتباط خوبی با این انجمن‏ها داریم. یکی از حوزه‏های مهم ماشین بینایی هم حوزه موضوع پزشکی آن است. از این مبحث هم ما قرابتی داریم با یک انجمن دیگر به نام «انجمن مهندسی پزشکی ایران» که آنها هم کنفرانس جداگانه‏ای دارند و به حوزه کاری ما هم نزدیک هستند. نکتۀ جالبی که وجود دارد این است که افراد فعّال در انجمن از جمله آقای دکتر سلطانیان‏زاده، بنده و خیلی از دوستان دیگر که اعضا مؤسسن انجمن بودیم به نوعی درگیر یک یا دو تا از این انجمن‏ها هم هستیم. مثلاً آقای دکتر سلطانیان‏زاده جزء هیات مؤسس انجمن مهندسی پزشکی هم بودند، یا من عضو هیئت مؤسس انجمن سیستم‏های هوشمند هم بودم و شاید همین موضوع خود به ‏خود ارتباطی که مدّنظر شما هست را برقرار کند. پس شد 3 انجمن. انجمن کامپیوتر، انجمن سیستم‏های هوشمند و انجمن ما.

ـ و برتری شما نسبت به سایر انجمن‏ها؟

شاید منظور شما بیشتر هویّت آن باشد تا برتری. یعنی شما به جایی می‏رسید که احساس می‏کند بحث ماشین ویژن آنقدر بزرگ شده که برای خودش هویت مستقل داشته باشد. تا قبل از اینکه کنفرانس و بعد از آن هم انجمن به عنوان محصول جانبی‏اش به وجود بیاید به نوعی هویّت تحقیقاتی و کارهای مربوط به ماشین بینایی و پردازش تصویر وابسته بود به یکی از این رشته‏ها. یعنی مثلاً اگر شما برای ماشین ویژن در حوزۀ پزشکی کار می‏کردید، بیشتر از اینکه کار شما را به عنوان ماشین ویژن بشناسند به عنوان کاربرد ماشین ویژن در مهندسی پزشکی می‏شناختند. یا مثلاً زیرمجموعه‏ای از مهندسی کامپیوتر می‏شناختند. اتفاقی که در انجمن و کنفرانس می‏افتد این است که ماشین ویژن هویت مستقل پیدا می‏کند. یعنی اگر مقالۀ ماشین ویژن به کنفرانس مهندسی پزشکی می‏رود به عنوان کاربردی برای عنوان اصلی که مهندسی پزشکی است مطرح می‏شود. اما وقتی به کنفرانس ما می‏آید اوضاع برعکس است. ما دوست داریم دستاورد افراد را در حوزۀ ماشین ویژن ببینیم که حوزۀ کاربرد آن می‏تواند هرجائی مثلاً موضوعی پزشکی باشد. در واقع به ماشین ویژن اصالت می‏دهیم، این اتّفاق نمی‏افتد مگر موقعی که حجم تحقیقات و دستاودهایی که در این حوزه است به قدری باشد که به صورت کیفی بتوان برای آن هویت مستقلی قایل شد. یکی از گام‏هایی که برای ایجاد این هویت مستقل برداشته شد، چیزی که ما را خوشحال می‏کند و در واقع تأییدکنندۀ این دیدگاه است که ما به بلوغ رسیده بودیم در حدّی که بتوانیم انجمن تأسیس کنیم، حجم بسیار زیاد و تأکید می‏کنم کیفیت بالای تحقیقات این زمینه است و هر سال در کنفرانس ما تعداد زیادی مقاله دریافت می‏کنیم که گاهی کار داوری را سخت می‏کند. کنفرانس‏ها که تخصصی‏تر می‏شوند افراد کم‏کم محمل خود را پیدا می‏‏کنند و می‏دانند که در صورت ارسال مقاله برای این کنفرانس‏ها افراد متخصص مقاله‏ها را ارزیابی می‏کنند و داوری‏ها تخصصی‏تر می‏شود و نهایتاً اینکه کیفیت کنفرانس به شهادت افراد شرکت کننده خیلی بهتر از کنفرانس‏های عمومی است. پس اولین گام مهم کنفرانس و دومین گام یعنی تأسیس انجمن برداشته شده. در کنفرانس‏ها افزادی دور هم می‏نشینند که زمینه کاری بسیار نزدیک به هم دارند بنابراین حرف هم را به خوبی درک می‏کنند، اگر قرار است جهت‏گیری برای برنامه‏ریزی آینده داشته باشند جهت‏گیری‏های بهترین خواهند داشت و راحت‏تر تصمیم میکگیرند. خب فقط در اینجا نکته‏ای وجود دارد، شاید با این استدلال شما بخواهید خیلی از رشته‏ها را جدا کنید امّا بحث اینجاست که به آن بلوغ رسیده باشند. ماشین بینایی خوشبختانه به وضوح به آن بلوغ رسیده است چه به لحاظ جمعی و چه به لحاظ کیفی.

ـ شما به صورت تخصصی در چه شاخه‏ای فعالیت می‏کنید؟

حوزۀ اصلی کار من Machine learning است. من خیلی اهل کار میان رشته‏ای هستم. ورودم به مهندسی برق از الکترونیک بوده کم‏کم به سمت نظریه سیستم‏ها جلب شدم و وارد کنترل شدم. بعد در دورۀ دکترا کم‏کم جذب ماشین ویژن شدم. چیزی که این روزها برای من جذابیت دارد جنبه‏هایی از ماشین ویژن است که با Learning ارتباط دارد. به نظر من یکی از جذاب‏ترین زمینه‏هایی که در ماشین ویژن وجود دارد جاهایی است که به سیستم‏های الهام گرفته از طبیعت نزدیک می‏شود. می‏خواهیم ببینیم که درک انسان براساس یک تصویر به چه صورت اتفاق می‏افتد. سیستم پردازش تصویر انسان از مرحله‏ای که تصویر را دریافت می‏کند تا به یک Learning برسد قطعا بسیار پیشرفته است و اصلاً قابل مقایسه با هیچ یک از سیستم‏های مصنوعی که تا به حال ساخته‏ایم نیست. من به همین سرعت که به سمت دیگری نگاه می‏کنم و بر می‏گردم، نه تنها شما را شناسایی می‏کنم بلکه تمام جزئیاتی که در این اتاق هست را تشخیص می‏دهم؛ رنگ چوب، بافت چوب و همه چیز به وضوح برای من قابل تشخیص است، در حالیکه ماشین اصلاً نمی‏تواند به سادگی این کارها را انجام دهد و به همین خاطر برای ما جذاب است که بفهمیم در مغز چه می‏گذرد، مغز به سرعت این مراحل پردازشی را طی می‏کند تا به یک درک برسد و این پروژه‏ای است که ما درگیر آن هستیم، هم در دانشگاه تهران و هم دوستان در مرکز تحقیقات دانش‏های بنیادی. در پژوهشکده آنجا برخی افراد پزشک هستند و در واقع از سمت بیولوژیکی به موضوع نگاه میکنند. این موضوعی است که این روزها به آن علاقه پیدا کرده‏ام و این دو سمت دارد: یک سمت این است که می‏خواهیم بفهمیم سیستم‏های بیولوژیک چطور کار می‏کنند و به سمت مدل‏سازی آن حرکت کنیم و عکس این قضیه هم وجود دارد؛ دوست داریم ادوات مصنوعی بسازیم و نرم‏افزارهایی تولید کنیم که بتوانند حتی‏المقدور شبیه به انسان رفتار کنند.

ـ آقای دکتر شما کجا تحصیل کردید و سمت شمار در این انجمن چیست؟

من از اعضاء هیئت مؤسس انجمن بودم و سمت اجرایی ندارم. البته من در انجمن سیستم‏های هوشمند نایب رئیس هستم و به لحاظ قانونی نمی‏توانم در دو انجمن پست اجرایی داشت. اما در خصوص تحصیلاتم لیسانس و فوق‏لیسانس را در ایران گرفتم، رشته من در دوره لیسانس در دانشگاه صنعتی شریف الکترونیک بود. اواخر دورۀ لیسانس خیلی به کنترل علاقمند شدم به طوری که واحدهای درسی‏ام را طوری انتخاب کردم که واحدهای کنترل را در دورۀ لیسانس خوانده بودم. فوق لیسانس به دانشگاه تهران آمدم، به همین دلیل که به کنترل علاقمنمد شده بودم و البته انگیزۀ اصلی من برای آمدن به دانشگاه تهران جناب آقای دکتر لوکس بودند. ایشان در دانشگاه شریف سخنرانی داشند که برای من خیلی جذاب بود و بسیار متفاوت بود با چیزهایی که تا آن زمان شنیده بودم. نگرش ایشان نسبت به تحقیق برای ما دانشجویان دورۀ لیسانس که اصلاً با تحقیق آشنایی نداشتیم خیلی جذاب بود. در رشتۀ کنترل که زیر نظر جناب دکتر لوکس فعالیّت‏ می‏کردم بیشتر به عدم قطعیت و مدل‏سازی عدم قطعیت و مدل‏سازی آماری علاقمند شدم. دکترا را در دانشگاه A&M تگزاس گذراندم. در این دوره در زمینۀ Image processing تحقیق کردم و دکترای خودم را در این زمینه اخذ کردم.

ما ابزارهایی تولید کردیم که بتواند پستانداران دریایی مثل وال و دلفین و امثال اینها را براساس Patternهایی که روی بدنشان وجود دارد به صورت فرد فرد شناسایی کند و اینکار را در همکاری با یک دپارتمان در همان دانشگاه انجام دادیم، به این معنی که مشتری نرم‏افزارهای ما از قبل معلوم بود که این همکاری بسیار خوبی است و یکی از مواردی است که ما معمولاً در تحقیقات انجام شده در داخل ایران نداریم. واقعاً ارزشمند است که مشتری خاصی در تحقیقات دورۀ دکترا وجود داشته باشد؛ اینکه مشتری از اول پای کار باشد و به محض تولید محصول، آن را تست کرده و به شما فیدبک بدهد و از طرفی شما هم زیر فشار باشید که محصول را طوری تولید کنید که نیازهای آنها را برطرف کند.

ـ ممنونم، اگر لطف کنید راجع به جوائز، افتخارات، مقالات و فعالیّت‏هایتان هم کمی بفرمائید.

از اواخر سال 80 بنده عضو هیئت علمی دانشگاه تهران هستند و از سال 84 هم دانشیار هستم. فعالیّتی که مایلم به آن اشاره کنم و شاید به نکتۀ مورد نظر شما نزدیک باشد، ما (نه فقط در حوزۀ بینایی ماشین) با همۀ دوستانی که حداقل در دانشگاه تهران با هم همکاری داریم میخواهیم بتوانیم مقالات خود را به سمت کیفیت ببریم. البته نه اینکه کمیت مهم نباشد، همیشه در شروع یک حرکت کمیّت مهم است. شما وقتی مقاله و تحقیقی ندارید باید اول برای داشتن آنها تلاش کنید ولی وقتی از لحاظ عددی به یک کمیّتی رسیدید حالا نوبت کیفیّت است. ما هم همین کار را کردیم و خوشبختانه در یک دو سال اخیر اثرش معلوم شده و کم‏کم کارها در ژورنال‏های برجسته‏ای چاپ شدند و این به این معنی است که وقتی مقاله ای در یک ژورنال‏ چاپ می‏شود، دیده می‏شود. عدۀ زیادتری علاقه دارند که آن ژورنال را مطالعه کنند و مورد ارجاع قرار می‏گیرد و کم‏کم آن خط تحقیقاتی مثلاً به اسم دانشگاه تهران شناخته می‏شود. این جهت‏گیری مهمّی است که ما این روزها به دنبالش هستیم؛ کیفی‏تر کردن پژوهش و ایجاد مرکزی که در سطح بین‏المللی هم شناخته شده باشند.

ـ و صحبت‏های پایانی، آقای دکتر!

فقط در مورد زمینۀ صنعتی؛ بنده مانند بسیاری دیگر از همکارانم فکر می‏کنم زمینۀ بینایی ماشین و پردازش تصویر زمینه‏ای است که ارزش سرمایه‏گذاری کردن را دارد. به این دلیل که فاصلۀ ما با دنیا زیاد نیست، زمینۀ روبه‏رشدی است و کاربردهای آن تازه خودشان را نشان می‏دهند. ما توانایی خوبی در کشور داریم، همین انجمن‏ها و کنفرانس‏‏ها و استقبالی که از آنهعا می‏شود نشان می‏دهد که هم علاقمندان زیاد هستند و هم دالنشجویان و اساتید پرتوانی داریم. فکر می‏کنم جزوه حوزه‏هایی باشد که ارزش سرمایه‏گذاری و جذب بیشتر افراد را دارد. مخصوصاً اینکه بخش زیادی از کاربردهای ماشین ویژن می‏تواند نرم‏افزاری داشته باشد. متأسفانه در ایران وقتی امور به سمتی می‏رود که بخش عمده‏ای از آن مربوط به یک رشته یا تجهیزات آزمایشگاهی سخت‏افزار مربوط می‏شود ما با مشکلات جدی مواجه می‏شویم هم از لحاظ تأمین منابع و هم تأمین تجهیزات. امّا وقتی که فرم نرم‏افزاری پیدا می‏کند شانس بیشتری داریم که بتوانیم محصول قابل فروشی ایجاد کنیم و این موضوع هم یکی از دغدغه‏های جدی حرکت‏هایی است که تحقیقات می‏کنند. تحقیقات باید در یک سیکل اقتصادی قرار بگیرد تا معنی واقعی خودش را پیدا کند. باید در یک چرخه‏ای (که زمان طولانی هم نداشته باشد) به نوعی به پول تبدیل شود و اثر این درآمد روی سیستم در حال تحقیق برگردد، در غیر این صورت شرایط بسیار گلخانه‏ای است و تحقیقات گلخانه‏ای هم دوام زیادی ندارد و به محض برداشتن چتر حمایتی از بین می‏رود.
 
شما میتوانید سایر اطلاعات در مورد جناب آقای دکتر اعرابی را در این صفحه مشاهده بفرمائید :

http://eng.ut.ac.ir/Fa/ECE/araabi

و یا برای برقراری ارتباط با ایشان از این پست الکترونیکی استفاده کنید :

araabi@ut.ac.ir


ارسال شده در مورخه : شنبه، 10 مهر ماه ، 1389 توسط admin  چاپ مطلب

 

مرتبط با موضوع :

 خانم دکتر فرح ترکمنی آذر  [يكشنبه، 4 بهمن ماه ، 1394]
 آقای دکتر اسداله شاه بهرامی  [پنجشنبه، 1 مرداد ماه ، 1394]
 آقای دکتر علی امیری  [پنجشنبه، 1 مرداد ماه ، 1394]
 آقای دکتر فرزین یغمایی  [پنجشنبه، 1 مرداد ماه ، 1394]
 آقای دکتر محمد زارع چاهوکی  [پنجشنبه، 1 مرداد ماه ، 1394]
 آقای دکتر محمود فتحی  [شنبه، 10 مهر ماه ، 1389]
 آقای دکتر پیمان کبیری  [شنبه، 10 مهر ماه ، 1389]

 
با عرض پوزش : ارائه نظر و پیشنهاد در مورد این مطلب مقدور نیست .
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 4.2
تعداد آراء: 10


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


اشتراک گذاري مطلب


صفحه اصلي |  جستجو |  سوالات متداول |  معرفی به دوستان |  مدیر سایت

تمامي حقوق براي انجمن ماشين بينايي و پردازش تصوير ايران محفوظ مي باشد.