بازدید کننده میهمان، خوش آمديد!      امروز 28 خرداد ماه ، 1397
 

اهداف انجمن

عضویت و همکاری

 اعضای هیات موسس و مديره


مجلات مرتبط

انجمن های مرتبط

 جستجو در کنفرانس ها


معرفي محققین

اعضای جدید انجمن


آرشیو کنفرانس ها

شاخه های دانشجویی


واژه گزینی
مناسب ترین واژه معادل Periodogram چیست؟

دوره نما
دوره نگار



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء 79

محققین: آقای دکتر جواد صدری
معرفی اساتید و محققین



آقای دکتر لطف بفرمائید در ابتدا از معرفی خودتان و اشاره‌ای به روند تحصیلاتتان آغاز کنید.
**  بسم الله الرحمن الرحیم . جواد صدری هستم ، استادیار گروه کامپیوتر دانشگاه بیرجند. تحصیلاتم را از دانشگاه صنعتی اصفهان در رشته مهندسی برق و کامپیوتر گرایش سخت افزار آغاز کردم و دوره فوق لیسانس را در دانشگاه فردوسی مشهد در رشته نرم‌افزار ادامه دادم . پس از فراغت از تحصیل در مقطع فوق لیسانس, از سوی دانشگاه بیرجند به عنوان عضوهیئت علمی دعوت به کار شدم و سپس در سال 2000 برای ادامه تحصیل به کانادا رفتم و در شاخه Pattern Recognition و Machine Learning در دانشگاه کنکوردیا(Concordia)  در دوره دکترا را ادامه تحصیل دادم. این دوره را زیر نظر پروفسورSuen گذراندم که یکی از معروفترین اساتید در زمینه Pattern Recognition و بنیانگذار کنفرانسهای متعددی در این زمینه از قبیل  ICDAR, ICFHR و  ICPR هستند. درمدت زمانی که با ایشان همکاری میکردم  علاوه بر تالیف کتابی مشترک  و تعدادی مقاله, در چند کنفرانس نیز به همراه ایشان عضو هیئت اجرایی بودم. . در حال حاضر بنده با اکثر ژورنالها در زمینه Pattern Recognition و Machine Learning همکاری دارم ؛ در برخی از آنها عضو هیئت تحریریه و در بعضی عضو هیئت داوران هستم.
تز دکترای من در زمینه شناخت دست‌خط (Handwritten Recognition) بود؛ خوشبختانه من در دوره Ph.D. سعی کردم که جهت گیری تحقیقاتم را بیشتر در شناخت دستخط فارسی متمرکز نمایم در کنار این تحقیقات ما توانستیم اولین Database جامع دست خط  فارسی و نیز زبان های مرتبط (عربی ، پشتو ، اردو و دری) را در دانشگاه کنکوردیا کانادا از این 5 زبان  تهیه کنیم. پس از فراغت از تحصیل در دوره دکترا, برای دوره پسا دکترا( Post Doctoral)  با دانشگاه مک گیل (McGill)  به عنوان یکی از معتبرترین دانشگاههای کانادا و آمریکای شمالی ، در زمینه Bioinformatics شروع به همکاری نمودم.  علیرغم اینکه به نظر می رسد Bioinformatics به ظاهر ربطی به Image Processing ندارد ولی بسیاری از تکنیکهای Pattern Recognition و Machine Learning در آن کاملاً استفاده میشود یعنی بخش مهمی از Bioinformatics بر عهده دانشمندان علوم کامپیوتر است ( خصوصا کسانی که با تکنیکهای Pattern Recognition و Machine Learning آشنا هستند). من در حال حاضر نیز به عنوان عضو مرکز Bioinformatics دانشگاه مک گیل با آن داشگاه همکاری تحقیقاتی دارم.
زمینه تحقیقاتی شما اساساً در کدامیک از شاخه‌های ماشین بینایی و پردازش تصویر بوده؟
کلیه زمینه های   Pattern Recognition ، Machine Learning ، Image Processing Evolutionary Algorithms و کاربردهای آنها در زمینه پردازش مدارک مکتوب (Document Analysis) مخصوصاً به زبانهای فارسی و مرتبط با فارسی مورد علاقه اینجانب می باشد .  یکی از ویژگیهای کار ما این است که خود را فقط به زبان فارسی محدود نکرده ایم و به زبان های مرتبط با فارسی  به ‌صورت جامع نگاه می کنیم. این بخشی از علایق من است و بخش دیگر که به آن اشاره کردم زمینه Bioinformatics با تاکید بر تکنیکهای Pattern Recognition و Machine Learning است.
چه فعالیتهایی را از زمان بازگشت خود انجام داده‌اید یا مشغول انجام آن هستید ؟ و با توجه به اینکه در محیط کوچکی فعالیت میکنید ، آیا این مسئله به روند تحقیقات شما لطمه‌ای وارد کرده است؟
      **  مدت زمان زیادی نیست که در دانشگاه بیرجند مشغول به کار شدم و این همکاری به بهمن ماه سال گذشته(1388)  بازمیگردد ولی خوشبختانه با لطف خدا و علاقه و پشتکار دانشجویان, سختی کار در محیطهای کوچک شهرستان و دور از مرکز و مشکلات خاص آن چندان احساس نمی شود. در همین مدت ، کار را به خوبی شروع کرده‌ایم و در همان محورهای قبلی فعالیت پژوهشی خودم را ادامه می دهم به عنوان مثال یکی از این محورها تهیه بانک های اطلاعاتی استاندارد و لازم برای کارهای پژوهشی بر روی دست خط فارسی می باشد .  درحال حاضر ما در دانشگاه بیرجند اولین Database متوازن از نظر تفکیک جنسیتی ( دستخطهای آقایان و خانمها) را در ایران و حتی جهان تهیه میکنیم. که انشالله نتایج آن را به زودی منتشر خواهیم کرد و در اختیار همه محققین ایرانی و همینطور محققین بین‌المللی قرار خواهیم داد. هدف ما از این تحقیق این است که تفاوتهای بین دست‌خط خانمها و آقایان را بررسی کنیم.
درکل مشکلات هست اما انگیزه ، علاقه وپشتکار زیاد دانشجویان باعث می شود شخص مصمم در راه خود قدم بردارد. دانشجویان در دانشگاه‌های کوچکتر خلاء بیشتری حس می کنند و به محض اینکه می بینند استادی ایده خوبی دارد به سمت او جذب شده و علاقمندانه کار می کنند. می توانم خبر خوبی را اعلام کنم : یکی از دانشجویان من که فقط   3ماه با من کار کرد و در حال حاضر هم برای دوره کارشناسی ارشد کامپیوتر در دانشگاه اصفهان پذیرفته شده است، با نتيجه همان کار 3 ماهه در رقابتی که در حاشیه این کنفرانس(MVIP) در زمینه تشخیص دست‌خط و حروف الفبای فارسی برگزار شد رتبه اول را کسب کرد. ایشان قبل از این 3 ماه حتی نمیدانست که چیزی به اسم تشخیص دست‌خط و Pattern Recognition وجود دارد. خود ایشان اعلام میکرد که من به قدری به این شاخه علاقمند شدم که چند هفته همه کارها را کنار گذاشته و این پروژه را انجام دام و اولین شخصی هم بودند که پروژه را در کلاس من به پايان رساندند. علیرغم کوچکی محیط و مشکلات, انگیزه و اشتیاق دانشجویان در یاد گیری و پیاده سازی ایده ها و پروژه ها حقیقتا به من روحیه و انرژی مضاعفی می بخشد. حقیقتاً کاری که من در یک ترم از دانشجویانم درخواست کردم شاید معادل یک پروژه دوره فوق لیسانس بود درحالیکه آنها دانشجوی مقطع لیسانس بودند. اکثر آن دانشجویان Database های لازم را از دست‌خط خود و اطرافیان تهیه کردند و آزمایشات لازم را برروی آنها انجام دادند و به نتایج خوبی رسیدند.
بخشی از مشکلاتی که وجود دارد شاید در تهران و شهرستانها تفاوت اساسی نداشته باشد. من فکر می کنم تحقیقات در زمینۀ Machine Learning ، Pattern Recognition و کاربردهای آن در زمینه پردازش تصویر،  و حتی Bioinformatics (که من مایلم به آن اشاره کنم چون کمتر مورد توجه واقع شده) در کشور ما هنوز در مراحل اولیه است، اما پتانسیل تحقيقاتی و کاربردی خوبی برای آن وجود دارد. درحال حاضر دانشجویان فوق ليسانس و دکترا در این کنفرانسها به‌ دنبال ایده و مسئله واقعی میگردند تا آن را حل کنند. ما پتانسیل و استعداد حل مسائل در اين زمينه ها را در کشورمان داریم، اما ما متاسفانه تا به حال کمتر مسائل و نيازهای واقعی کشور را به صورت مسئله و پروژه های دانشگاهی تعريف و تقسيم کرده ایم  و آنها را به دانشجویان نداده ایم تا آنها را حل کنند. من قبل از بازگشتم به کشور و دانشگاه بیرجند, روی نيازهایی که در کشور ما وجود دارد و پروژه‌هایی که می توان برای برآورده کردن آنها تعریف کرد فکر کرده بودم؛ مثلاً یکی از مسائلی که فکر من را مشغول می کرد تشخیص اتوماتيک چک‌های بانکی فارسی بود که در حال حاضر تیمی متشکل از سه نفر از دانشجویان فوق لیسانس و دو دانشجوی لیسانس اینجانب در حال کار روی آن هستند و تا به حال پیشرفت بسیار قابل توجهی هم حاصل شده است.  در این زمینه بانک های اطلاعاتی  لازم از چکهای دست نویس فارسی تهیه کرده ایم و بر اساس عارضه یابی انجام شده روشهای مدرنی برای مکان یابی, جداسازی و تشخیص فیلدهای مختلف در چکها به صورت اتوماتیک معرفی کرده ایم. مساله کلیدی در مدیریت اینگونه پروژه ها یعنی موضوع تقسیم یک مسئله بزرگ به مسائل کوچکتر که به آن اشاره کردم در اینجا رعایت شد.
حداقل کاری که من به عنوان یک راهنما می توانم انجام دهم این است که مسائل و نیازهای واقعی کشور را شناسایی، تعریف و تقسیم نمایم  ونحوه تهیه Data   و را حل های ممکن را برای دانشجو توضیح دهم. در این زمان دانشجو می تواند با پشتکاری که دارد این مسائل را در قالب پروژه های لیسانس, فوق لیسانس و دکترا حل کند. نهایتاً می توانیم نتایج را با هم ترکیب کنیم ؛ که در نتیجه آن می توانیم بسیاری از مسائل واقعی صنعتی و فنی کشور را بدین صورت بر اساس نتایج تزهای دانشجویانمان حل کنیم. منظور من از حل کردن، حل 100% نیست ، ما هم ایده‌آل فکر نمی کنیم و با مشکلات نیز کاملا آشنا هستیم. اما حتی اگر ماشین (سیستم هوشمند) بتواند با دقت 60% هم کار کند ، به این معنی است که ماشین توانسته 60% کار انسان را انجام دهد. مزایای استفاده از ماشین این است که با قیمت کمتر ، سرعت بیشتر و بدون خستگی این نوع کارها را انجام می دهد.
پروژه دیگری که من قبل از بازگشت به ایران در ذهن داشتم (و به دلیل کم بودن Data فارسی در آنجا و بدلیل گران بودن تهیه آن مقدور نبود) کار برروی کتب تاریخی فارسی بود که خوشبختانه در حال حاضر این پروژه با همکاری یکی از دانشجویان اینجانب در حال انجام می باشد و ما در حال حاضرمشغول تحقیق برروی سیستمی برای نمایه سازی و فهرست بندی و جستجوی اتوماتیک اینگونه متون هستیم.
یکی از مشکلاتی که فکر می کنم خاص شهرستانهاست این است که علیرغم وجود ایده ها و پروژه های تعریف شده توسط اساتیدی مانند بنده, کمبود دانشجو مخصوصاً دانشجویان تحصیلات تکمیلی دست ما را می بندد. یا گاهی دانشجویان , زمینه (Background) لازم را ندارند. دانشجو باید حداقل در طراحی الگوریتم های پردازش تصویر و Pattern Recognition و برنامه‌نویسی مهارت خوبی داشته باشد، تا بتواند ایده‌ها را سریع پیاده‌سازی کند و این دانشجویان کم هستند. درنتیجه من مجبورم مثلاً یکی دو ترم برروی آموزش آنها زمان بگذارم و بعد از آنها کار بخواهم. البته این طبیعی است اما گاهی این بزرگترین مشکل ماست. دانشجوی مقطع کارشناسی به هر حال بیشتر در مرحله آموزش است و برای تحقیقات ما عمدتاً نیاز به دانشجوی تحصیلات تکمیلی داریم که بتوانیم از توان و فرصت تحقیقاتی‌اش استفاده کنیم. پس من در شهرستان مسئله و پروژه تعریف کرده دارم اما دانشجوی تحصیلات تکمیلی به تعداد کافی ندارم، و در نقطه مقابل در تهران  تراکم دانشجویان تحصیلات تکمیلی وجود دارد؛ اما ممکن است برای آنها به تعداد کافی مسائل و پروژه های حقیقی و واقعی وجود نداشته باشد. اگر این کنفرانس ها و انجمن های تخصصی مانند انجمن بینایی ماشین  امکانات و لینک هایی را فراهم کنند که ارتباط بین عرضه و تقاضا، بین دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی مختلف ایجاد و گسترده تر شود، محیط بسیار مطلوبی جهت انجان تحقیقات کاربردی دانشگاهی به وجود خواهد آمد.
به هر حال از نظر تامین هزینه های تحقیقاتی هم همانطور که قبلاً اشاره کردم مشکلاتی  به خصوص در سیستم پژوهشی دانشگاههای ما در محیطهای کوچک شهرستان وجود دارد. گاهی اوقات حتی لازم می شود که جهت تسریع در انجام کار, مشکلات را با روشهایی مانند هزینه کرد شخصی حل کنیم ولی طبیعتا راه حل مطلوب و اساسی برای بهبود وضعیت تحقیقات اینچنینی چیزی جز حمایت واقعی بخش صنعت از پروژه های تحقیقاتی بخش دانشگاهی نخواهد بود. اما با تمامی این مواردی که به آنها اشاره کردم می توانم خدمت شما عرض کنم که واقعاً بزرگترین و اصلی ترین مشکل ما کمبود نیرو(دانشجوی تحصیلات تکمیلی) برای انجام تحقیقات و تکمیل پروژه هایمان است.
من در مجمع انجمن بینایی ماشین که در حاشیه کنفرانس برگزار شد پیشنهاد گسترش حوزه کاری انجمن را به فراتر از پردازش تصویرو توسعه آن به حوزه های یادگیری ماشین و تشخیص الگوها, یا تاسیس یک انجمن جدید در این حوزه ها را  دادم ، اما در همان حال به این موضوع فکر میکردم که حتی اگر ما بتوانیم بودجه لازم جهت این گسترش را تهیه کنیم هنوز با  مشکل کمبود نیرو مواجه خواهیم بود. چندی پیش به برنامه‌های مصوب وزارت علوم برای دوره‌های کارشناسی ارشد و دکترا نگاه میکردم ؛ به نظر من از دیگر مشکلاتی که اساتید و دانشجویان ما در تمامی سطح کشور با آن روبه‌رو هستند اینکه این برنامه‌ها اصلاً به روز نیستند.
اشاره‌ای به پیشنهاد گسترش یا تأسیس انجمن داشتید. لطفاً در مورد آن بیشتر توضیح بفرمائید. چه مسائلی باعث شد که شما به فکر تأسیس یک انجمن جدید باشید ؟
      **  انشالله روزی شما محورهای اصلی موضوع پیشنهادی ما در مورد گسترش یا تاسیس انجمن جدید را برروی سایت بگذارید ، میخواهم بدانید که من برروی این محورها واقعاً فکر کرده بودم،. ما در تمام این محورها نیاز به تقویت نیرو ، آموزش و پژوهش داریم. مهمترین این بحثها ، بحث Machine Learning ، Pattern Recognition ، Datamining ، Bioinformatics، Soft Computing و ... دقیقاً به همان سطحی که در دنیا کار میشود بود. ما برای تمامی این سطوح نیاز به پرورش نیرو داریم اما متاسفانه این نیرو به طور مستقیم در سطح کارشناسی ارشد و دکترا تربیت نمیشود. چیزی که ما به عنوان هوش مصنوعی در دانشگاه‌ها آموزش میدهیم –رشته‌ای که مرتبط با شاخه کاری ما است- به نظر من متناسب با 20 سال پیش است به نظر اینجانب باید مورد ارزیابی قرار بگیرد. مثلاً من پیشنهاد دوره‌ای جدید از کامپیوتر درتحصیلات  تکمیلی داشتم و این مسئله را با دوستانم در دانشگاه هم مطرح کردم اما اولین مسئله‌ای که مطرح شد این بود که ما باید توجه کنیم که اینجا دانشگاه کوچکی است و باید این نظر را به سختی به تهران برسانیم و حداقل 2 یا 3 سال طول میکشد تا وزارت علوم با ایجاد این رشته جدید موافقت کند. شما اگر دفترچه‌های کنکور کارشناسی ارشد یا دکترا را نگاه کنید ما دوره‌ای به نام هوش یا رباتیک داریم اما به‌نظر من حتی عنوان این دوره‌ها هم بعضی وقتها دچار مشکل است.  مثلا منظور از هوش و رباتیک  در اینجا چیست؟ من فکر میکنم مثلاً عنوان درست میتواند این باشد : دکترای علوم کامپیوتر در شاخه تشخیص الگوها یا بینایی ماشین و مشابه آن. بعضی عنوان را فقط یک نام میدانند اما خیلی از مفاهیم در همان عنوان نهفته است. بعد از آن خط سیر و محورهایی که بچه‌ها باید در آن آموزش ببینند را مشخص کنیم. واقعاً ما نیاز به محققینی داریم که مباحث Machine Learning و Pattern Recognition را در سطح بین‌المللی و با به ‌روزترین منابع آموزش دیده باشند. ما واقعاً به اینها نیاز داریم اما هنوز متاسفانه از منابع قدیمی استفاده میکنیم.
اگر این زمینه ها را تقویت کنیم تمامی عزیزانی که زیر پرچم این انجمن هستند از آن منتفع خواهند شد. امیدوارم که این کنفرانس پیشنهادی ما با محورهای مورد نظر برگزار شود که مسلما نقطه عطفی خواهد بود. دانشجویان ما بسیار علاقمندند اما بسیاری از آنها سردرگمند ، ما باید مکانیزمهایی ایجاد کنیم که این سردرگمی‌ها و اتلاف وقتها کم شود و میتوانیم با اراده و فکر سازمان یافته و طرح و نقشه و برنامه اینکار را انجام دهیم.
برگزاری کنفرانس را چطور دیدید ؟ آیا مسائل مورد نظر شما در آن نهفته بود ؟
      **  همانطور که اشاره کردم ما باید گرایشهای جدید کامپیوتر را با سرفصلهای مدوّن معرفی کنیم و این مسائل از همین کنفرانسها نشأت میگیرد. این کنفرانسها باید آنقدر قدرتمند باشند که برای تمامی افراد در این حوزه یک "پیغام" داشته باشند. ما همگی این کنفرانس را ترک خواهیم کرد اما باید این کنفرانس یک Take Home Message داشته باشد، من باید یک پیغام را به دانشگاه خودم ببرم و نماینده وزارتخانه که در اینجا حضور دارد باید یک پیغام را به وزارتخانه ببرد که این همه انسان متخصص ، متفکر ، باهوش ، دانشجو ، محقق ، استاد و معلم اینجا جمع شدند و به این نتایج رسیدند و این راهکارها را ارائه کردند. این مستلزم آن است که برگزارکنندگان این کنفرانس نظرات را بررسی و دسته‌بندی کنند و کاری کنند که کنفرانس دوسال آینده بسیار پربارتر و با مقالاتی در سطح بین‌المللی و حتی بالاتر از آن ارائه شود ؛ ما واقعاً این پتانسیل را در ایران داریم و این پتانسیل را در هیچ نقطه دیگری به راحتی پیدا نمیکردیم و این نعمتی است که خداوند به  همه ما عطا کرده است.
امیدوارم مسئولین امر نتایج و خروجیهای کنفرانسهایی علمی مانند این کنفرانس را در حوزه سیاستگذاری بیشتر مورد توجه قرار دهند . البته من هم انتظار ندارم که وزارت علوم به یکایک پیشنهادها رسیدگی کند اما واقعاً بعضی تصمیمها باید در سطح کلان بررسی و اجرا شود ؛ اگر میخواهیم دوره‌های جدیدتری در رشته علوم کامپیوتر ایجاد شود باید از وزارتخانه شروع شود و نهایتاً دانشجویان فعال و به‌روزی را تحویل دهد، چون این افراد هستند که در نهایت محققین و آینده‌سازان این کشور هستند. پس باید در مسیر خود هدایت شوند.
من پیشنهاداتی هم داشتم که خدمت برخی از اساتیدی که در تهران هستند عنوان کردم ؛ چون متاسفانه ارتباط برقرار کردن از یک دانشگاه کوچک با مسئولان وزارت علوم به علت بعد مسافت و مسائل اینچنینی کمی مشکل است . حتی دیده شده است که گاهی اوقات وقتی نظری از طرف اساتید شهرستان داده میشود به بار علمی فرد نگاه نمیکنند و به علت دوری از مرکز کمتر به آن توجه میشود اما مایلم این تفکر در مسئولین وزارت علوم ایجاد شود که ارزش ایده های  ما را خانۀ ما مشخص نمیکند ،  خود فکر و ایده ما مشخص میکند. البته من از خانه‌ای که در آن هستم ناراضی نیستم ، آن خانه پذیرای من است و مشکلی را برای من ایجاد نمیکند اما اگر کوچکی خانه من باعث شود که نظر من را کوچک فرض کنند آنوقت مشکل‌ساز خواهد بود.
همه ما دلسوز هستیم و مایلیم کاری انجام دهیم و به نظر من ثروت واقعی ما مغزهای بچه‌ها و طرحها و فکرهای اساتید و  محققین ما است. گرچه ثروتهای زیرزمینی و رو زمینی هم بی‌شک ثروت خدادادی ما هستند ولی مهمترین ثروت خدادادی که هیچ قیمتی برای آن متصور نیست بین تمام جمعیت شهری و روستایی ما و مخصوصاً بین جوانان ما توزیع شده است . خداوند حقیقتاً ثروت بزرگی را در اختیار ما گذاشته و میبینیم که بچه‌های ما وقتی در محیط مناسبی قرار میگیرند چطور شکوفا میشوند.
کمی از بحث کنفرانس خارج میشوم اما مایلم اشاره کنم چیزی که من قلباً برای آن نگرانم این است که با میزان پردازشی که برروی خط فارسی انجام میگیرد ، به مرور خط فارسی از بین برود !! کمااینکه این اتفاق درحال وقوع است اما در سکوت و آرامش : اکثر ما  SMSهایمان را با حروف Finglish میفرستیم ، در حال حاضر  Tabletهایی نداریم که خط آنلاین فارسی را تشخیص دهد و همچنین Softwareهایی که بتواند دست‌خط را به‌محض اسکن تشخیص دهد که بسیار به کار ادارات میاید. من نمیگویم با دقت 100% ، من با مشکلات آشنا هستم ، اما ما حتی با دقت 70% هم نداریم. سایر کشورها اینکارها را انجام داده‌اند، زبان لاتین با دقت 90% و حتی خط چینی . حل این مسئله در کشور ما 2 ساله انجام نمیشود اما ما باید بسیاری از تزها را به سمت تحقیق برروی این مسئله ببریم تا انشالله در یک افق -1020-30 ساله خط فارسی به حدّ لازم تشخیص داده شود. این موضوع مثلاً برای بانکهای ما بسیار مفید خواهد بود ؛ در حال حاضر دستگاه‌های ATM ما نمیتوانند چک را در لحظه اسکن کرده و از حساب شما برداشت کنند اما اینکار شدنی است اگر مثلاً 5 دانشجوی دکترا تز خود را برروی این مسئله متمرکز کنند؛ مثلاً من به عنوان محقق این را تعریف کنم و دانشجوی علاقمندی وجود داشته باشد که تشویق شود و حتی از حمایت برخوردار باشد. چقدر خوب خواهد بود اگر در کنار کنفرانس قسمتی وجود داشته باشد که محورهای اصلی مشکلات کشور را دقیقاً برای محققین و دانشجویان تعیین کند و اگر دانشجو یا استادی در یکی از این زمینه‌ها کار کرد به لحاظ مادی یا معنوی مورد حمایت قرار بگیرد. ما باید با محورهای تدوین شده عمل کنیم تا بتوانیم به سرعت به همان نقطه‌ای که دنیا در آن است برسیم و حتی رقابت خوب و شدیدی با آنها داشته باشیم. من آرزو میکنم روزی محصول پایان‌نامه تک‌تک دانشجویان لیسانس و فوق لیسانس و دکترای ما بلافاصله توسط یک شرکت داخلی خریداری شده و به یک محصول تبدیل شود  و وارد بازار شود.  مگرچینی‌ها چه میکنند؟ نه تنها پایان‌نامه دانشجویان کشور خود بلکه پایان‌نامه‌هایی از نقاط دیگر دنیا را خریداری یا جمع آوری کرده و به یک محصول تبدیل میکنند ، بعد آن را مثلاً روی محصولی مانند تلفن همراه شما قرار میدهند و آن را 10 دلار گرانتر عرضه میکنند. ما باید از این تجربه‌ها استفاده کنیم.
برای شما و دانشجویانتان آرزوی موفقیت میکنیم و امیدواریم که تلاشهای دلسوزانه شما به بار بنشیند. در پایان اگر پیشنهادی دارید یا مایلید به نکته‌ای بپردازید ، لطفاً بفرمائید.
      **  اگر بخش صنعت ، بخش دولتی ، وزارت صنایع و سایر وزارت‌خانه‌های ما از پروژه‌ها حمایت کنند دانشجویان هم تشویق میشوند و به خودباوری میرسند. من ِ دانشجو, من  محقق  اگر بدانم الگوریتمی که معرفی کردم و تکنیکی که امروز در این کنفرانس مقاله کردم میتواند به یک محصول تبدیل شده و واقعاً در صنعت استفاده شود و واقعاً ارزش افزوده دارد قطعاً بسیار دلگرم خواهم شد. این از نفت بالاتر است، میتواند کالایی صادراتی باشد، تمامی ندارد، فصل ندارد و تعیین قیمت آن هم برعهده خودمان است و اُپک قیمت آن را تعیین نخواهد کرد. محصولی که از فکر ما بیرون آمده است را میفروشیم ، اینگونه به تولیدکننده آن فکر هم کمک میکنیم و آن را پرورش میدهیم. من فکر میکنم با این نعمتهایی که خداوند به ما داده نباید هیچ نگرانی داشته باشیم, اگر به درستی از آن استفاده کنیم. انشالله که خداوند به ما کمک کند و ما هم قدردان باشیم.
ما هنوز در اول راه هستیم و بسیار خوشحالم که اینجا در خدمت دوستان بودم و به لحاظ اخلاقی و علمی بسیار از این عزیزان آموختم. خوشبختانه ما جمع بسیار خوبی هستیم ، انشالله که بیشتر در کنار هم باشیم و این کنفرانسها هم فرصتی را ایجاد کند که بیشتر با هم آشنا شویم و روحیه کار گروهی را بیشتر فرا بگیریم چون کارهای ما یک‌نفره و در یک آزمایشگاه و در یک دانشگاه قابل انجام نیست و باید همکاری بین آزمایشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی مختلف وجود داشته باشد و از سوئی دیگر هم مراکز بالاتر مثل وزارت بهداشت ، علوم ، صنایع و معادن, …حمایت کنند. البته قبل از آن حمایتها ما در دانشگاه‌ها هم قادر هستیم در همین سطح پائین کارهای بزرگی انجام دهیم. امیدوارم دانشگاه‌های مختلف کشور یکدیگر را قبول داشته باشند ، محققین آنها به یکدیگر دست همکاری دهند و در این کنفرانسها راحتتر با هم ارتباط برقرار کنند تا انشالله ماحصل این کنفرانسها یک پیغام قوی ، فکر روشن و طرح و نظری باشد که راه ما را تا دو سال آینده و کنفرانس بعدی روشن کند.
از شما سپاسگزارم برای وقتی که به این مصاحبه اختصاص دادید.

شما میتوانید برای برقراری ارتباط با جناب آقای دکتر صدری از این پست الکترونیکی استفاده نمائید:
javad.sadri@cs.mcgill.ca
sadri_javad@yahoo.com

تاریخ مصاحبه : 6 آبان 1389


کلمات کليدي :

ارسال شده در مورخه : شنبه، 19 شهريور ماه ، 1390 توسط admin  چاپ مطلب

 

مرتبط با موضوع :

 خانم دکتر فرح ترکمنی آذر  [يكشنبه، 4 بهمن ماه ، 1394]
 آقای دکتر اسداله شاه بهرامی  [پنجشنبه، 1 مرداد ماه ، 1394]
 آقای دکتر علی امیری  [پنجشنبه، 1 مرداد ماه ، 1394]
 آقای دکتر فرزین یغمایی  [پنجشنبه، 1 مرداد ماه ، 1394]
 آقای دکتر محمد زارع چاهوکی  [پنجشنبه، 1 مرداد ماه ، 1394]
 آقای دکتر حسین نظام آبادی پور  [جمعه، 3 تير ماه ، 1390]
 آقای دکتر سید محمد رضوی  [شنبه، 31 ارديبهشت ماه ، 1390]
 آقای دکتر محسن عشوریان  [پنجشنبه، 8 ارديبهشت ماه ، 1390]
 آقای دکتر حسین ابراهیم پور  [شنبه، 30 بهمن ماه ، 1389]
 آقای دکتر پیمان معلم  [دوشنبه، 20 دي ماه ، 1389]

 
با عرض پوزش : ارائه نظر و پیشنهاد در مورد این مطلب مقدور نیست .
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 4.23
تعداد آراء: 30


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


اشتراک گذاري مطلب


انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


صفحه اصلي |  جستجو |  سوالات متداول |  معرفی به دوستان |  مدیر سایت

تمامي حقوق براي انجمن ماشين بينايي و پردازش تصوير ايران محفوظ مي باشد.