بازدید کننده میهمان، خوش آمديد!      امروز 26 مرداد ماه ، 1397
 

اهداف انجمن

عضویت و همکاری

 اعضای هیات موسس و مديره


مجلات مرتبط

انجمن های مرتبط

 جستجو در کنفرانس ها


معرفي محققین

اعضای جدید انجمن


آرشیو کنفرانس ها

شاخه های دانشجویی


واژه گزینی
مناسب ترین واژه معادل Periodogram چیست؟

دوره نما
دوره نگار



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء 89

محققین: آقای دکتر محمدحسن قاسمیان
معرفی اساتید و محققین



آقای دکتر لطفاً از روند تحصیلی و شغلیتان آغاز کنید و همچنین در مورد علایقتان و پژوهشهایی که انجام داده اید بفرمایید.
**  بنده لیسانسم را در رشته مخابرات عمومی از دانشکده مخابرات در سال 59 گرفتم که در حال حاضر این دانشکده زیرمجموعه دانشگاه خواجه نصیر است. مخابرات زمینه ای بود که به شدت به آن علاقه داشتم و این علاقه به سالهای قبلتر برمیگشت ؛ در 13 سالگی یک رادیو لامپی را با تغییرات جزئی به فرستنده تبدیل کردم و بدین ترتیب دانش مخابرات را از نوجوانی شروع کردم. در آن زمان مجله ای به نام دانشمند چاپ میشد و من طریق آن با علوم آشنا میشدم. در سال 54 همان سالی که دانشگاه ها به صورت مستقل کنکور میگرفتند در دانشگاه شریف و امیرکبیر هم قبول شدم اما مخابرات را طبق علاقه شخصی ام انتخاب کردم. در حقیقت از این صحبت قصد دارم به این نتیجه برسم که بسیار به این رشته علاقمند بودم و در پی رشته مورد علاقه ام به این دانشگاه وارد شدم. در آن زمان چیتهای فرستنده وجود نداشت و بایستی با دانش مدارهای الکترونیک آشنا میشدیم و من این دانش را قبل از ورود به دانشگاه داشتم. در سال 59 که فارغ التحصیل شدم یک دانش عمومی در زمینه مخابرات سیستم و میدان به دست آورده بودم چنانچه آنتن 2 را در دوره کارشناسی کار کردم . سپس در همان سال بلافاصله در مرکز تحقیقات مخابرات استخدام شده و کارهای زیادی در مرکز تلفن فجر انجام دادم. چون رتبه اول بودم در سال 62 بورس شدم و به دانشگاه پوردو Purdue امریکا رفتم و بعد از یک سال در سال 63 در زمینه مخابرات سیستم در مقطع کارشناسی ارشد فارغ التحصیل شدم و زمینه ای که کار کردم تجزیه و تحلیل راداری بود. سپس مقطع دکترا را در همان دانشگاه ادامه داده و سال 67 فارغ التحصیل شدم و زمینه کاری بنده هم سنجش از راه دور بود . بلافاصله بعد از دفاع به ایران بازگشتم و از اول آبان 67 در دانشگاه تربیت مدرس به عنوان استادیار آغاز به کار کردم . از سال 80 هم با عنوان استاد تمام در گرایش مهندسی مخابرات سیستم و مهندسی پزشکی مشغول به کار هستم و این دو شاخه را به موازات هم پیش میبرم. بیش از 100 پایان نامه کارشناسی ارشد و دکترا در زمینه مخابرات و مهندسی پزشکی از این دانشگاه و تعدادی هم از دانشگاه های دیگر همانند دانشگاه تهران، شریف و خواجه نصیر داشته ام. زمینه هایی که من از ابتدا به آن علاقمند بوده ام آنالیز و پردازش سیگنال ها و تصاویر بوده است. آنچه مورد علاقه ویژه خودم بوده و مایلم بر روی آن تاکید کنم پردازش تصاویر سنجش از راه دور است. کمی در این مورد صحبت کنم ؛ ما یک تعریف کلی برای سنجش از راه دور داریم : دانش و علم تجزیه ، تحلیل و شناسایی اجسام بدون تماس مستقیم. انسان با چشمش این کار را انجام میدهد ، با بینی اش بدون تماس با اجسام بوی آنها را حس میکند و به طور کل بدون تماس فیزیکی مثل لمس کردن اعمالی را انجام میدهد. تمامی اجسام طبق قانون حرارت دارند ، تشعشع میکنند ، امواج الکترمغناطیسی از خود ساطع میکنند یا امواجی که به آنها میخورد را بازتاب میدهند، میشکنند یا عبور میدهند. امواج الکترمغناطیسی در بازه های طیف مرئی که امواج بیشتری را هم در برمیگیرند (بین 0.4 تا 0.64 میکرون هستند) یا امواج پایینتر مانند مادون قرمز و امواج حرارتی و امواج رادیویی و یا امواج ماوراء مرئی مانند ماوراء بنفش ( که به سمت X-ray و امواج کیهانی میرویم) را آنالیز میکنیم . ما کل این بازه ها را مورد توجه قرار میدهیم و این بازتابها را درنظرمیگیریم، به این دلیل که این بازتابها مثل اثر امضائی است از اشیاء بر اساس مواد تشکیل دهنده شان. پس از بررسی به صورت تحلیلی یا تجربی از چگونگی آن اشیاء اطلاعات جالبی را به دست میاوریم. مثلاً اگر شما از نزدیک به یک مزرعه نگاه کنید بعید است که فرق گندم و جو را متوجه شوید درصورتیکه سیستمهای سنجش از راه دور میتوانند با فاصله ای بیش از 700 کیلومتر از ماوراء جو فرق گندم و جو و حتی آفتی که دارد یا استرسی که به آن دچار است مثلاً کم آبی را تشخیص دهد. تنها گیاهان هم نیستند، کانی ها هم هستند. بسته به رطوبت خاک امواج رادیویی در عمق آن نفوذ میکنند مثلاً در ماسه 4 متر نفوذ میکنند و حتی بسته به رطوبت خاک عناصری که زیر پوشش گیاهی خاک هستند را میتوانیم ببینیم. میتوانیم از روی بافت خود این اشیاء که امواج راداریست به اطلاعات دیگری پی ببریم. به هر جهت این دانش بدون هزینه زیادی برای کارهای میدانی به کمک ما میاید. میدان مین یکی دیگر از کاربردهای آن است که مینهای دفن شده را آشکار کرده و از هزینه جانی جلوگیری کنیم. در کشف معادن و منابع آب هم کمک کننده است که سنجش از راه دور ابزار بسیار مناسبی است که شما اطلاعات جغرافیایی پوششهای زمینی را به دست بیاورید.
لطفاً اشاره ای هم به پروژه های دانشجویی داشته باشید.
پروژه های دانشجویی مختلفی انجام داده ایم که بخشی از آن مطابق با علاقه خود دانشجویان بوده است اما بخشی که من بر روی آن کار میکنم تصاویر ابَرطیفی است. چشم انسان در سه بازه قرمز، آبی و سبز میبیند. سنجش از راه دور معمولاًmulti spectrum  چند طیفی است که حداکثر چنددَه طیف است. hyper spectrum ابَر طیفی ها چند صد طیف هستند. یعنی اگر مثلاً موج رنگ آبی را از 0.4 تا 1.2 میکرون درنظر بگیریم چند صد بازه برمیداریم. با سنجش از راه دور ابرطیفی نه تنها ما میتوانیم تحریک پذیری را زیاد کنیم بلکه میتوانیم از طیفی که شامل چندین عنصر است طیفهای مختلف را هم به دست بیاوریم. این قسمت یکی از قسمتهای کاری مورد علاقه من است.
کار دیگری که بر روی آن تحقیق نموده و علاقه مند هستم، تصاویر چند منبعی است. مثلاً در پزشکی تصاویر MRI ، CT ، و حتی اطلاعاتی از نوعی دیگر مانند EEG که سیگنالهای حیاتی هستند وجود دارد، ما میتوانیم آنها را با هم ادغام کرده و اطلاعات بالاتری به دست بیاوریم که در هیچیک از آنها، منابع به صورت تکی وجود ندارند. بعضی از تکنولوژی ها خیلی هزینه بر و تهاجمی هستند مثل پــِت Pet. شاید بتوان ادعا کرد که با کار بیشتر روی سیگنالهای EEG و تصاویر MRI و ادغام آنها میتوان تا حد زیادی از این راه ها جلوگیری کرد. تصاویر MRI بیشتر آناتومیک هستند و یا سیگنالهای EEG که functional هستند ؛ این مثالی از موضوع پزشکی بود.
در سنجش از راه دور تصاویری که multi spectrum یا چند طیفی هستند به ما میگویند که این جسم از جنس چوب ، کانی ، آلومینیوم یا جنس دیگری است. تصاویر Panchromatic تصاویری هستند که تمام طیف را انتگرال گرفته و اگرچه که دقت طیفی ندارند اما از دقت مکانی بالایی برخوردار هستند. ما میتوانیم شکل اجسام را از روی تصاویر و سایز پیکسل تشخیص دهیم و بفهمیم که این جسم به عنوان مثال تانک است یا نفربر و جنسیت آن را هم از multi spectrum ها به دست میاوریم و بعد با ادغام این اطلاعات متوجه میشویم که مثلاً جسم ما ماکت تانکی از فایبرگلاس یا نفربری واقعی از آلومینیوم و فولاد است. این ادغام حداقل در سه مرحله انجام میگیرد. یکی در سنسوری است که از آن استفاده مینماییم. گاهی اطلاعات را به فضای دیگری میبریم و آن ویژگیها را با هم ادغام میکنیم و این کاری است که انسان هم انجام میدهد. مثلاً شما در مکانی نشسته اید و با چشمتان اطراف را میبینید. حال نور این فضا کم کم از بین میرود. وقتی به مرحله ای رسید که نور کاملاً از بین رفت، شما دیگر بازتابی ندارید پس دید بیناییتان را از دست میدهید اما در همان حال میتوانید با حس لامسه اشیاء را حس کرده و ماهیت آن را تشخیص دهید. مغز ما اطلاعات لامسه و اطلاعات بینایی را با هم ادغام میکند و بدین ترتیب شما جسمی را که قبلاً لمس نکرده اما دیده اید با لمس کردن تشخیص میدهید. یا در تصمیم گیری، فرض کنید شخصی احتیاج به عمل جراحی برای بیماری قلبی دارد. در این کار متخصص قلب نظر متخصص بیهوشی و متخصصین دیگر را هم مد نظر قرار میدهد. این تصمیم گیری ها در یک شوراء با هم ادغام شده و بعد از آن شوراء تصمیم میگیرد که این عمل انجام بگیرد یا خیر. مرحله سوم به لحاظ علمی مبهم تر است و تصور میکنم نیازی به ارائه آن نباشد. علاقه شخصی بنده بر روی همین ادغام اطلاعات است که در سه سطح آن را انجام داده ام و در سه سال اخیر اکثر پایان نامه ها نیز در این زمینه بوده است. در سالهای گذشته پایان نامه هایی در زمینه رادار، تصاویر پزشکی عموماً MRI و CT ، سیگنالهای حیاتی EEG هم داشته ام که البته زحمت اصلی این کار بر دوش دانشجویان عزیز بوده است.
کمی به گذشته برگردیم : اولین کاری که پس از بازگشتم به ایران انجام دادم شناسایی اثر انگشت بود و این کار را به عنوان بخشی از افتخارات خود میدانم. ما یک سیستم اخذ اثر انگشت بدون جوهر به صورت سخت افزاری ساختیم که هم برای تشخیص و هم برای تایید هویت استفاده میشد. این کاری بود که بنده از سال 67 تا 70 آن را به انجام رساندم. کاری فرا از کار نظری بود. بعدها هم بعد از 7 یا 8 سال اولین publication را بر روی آن داشتم. اما خود سیستم در آن سال ساخته شد و به کار گرفته شد و جواب خوبی هم از آن گرفتیم. در سال 69 نیز به لحاظ کاربردی بودنش در جشنواره خوارزمی برنده جایزه شد. مراحل مختلف آن از طراحی مدار تماماً در ایران ساخته شده بود. از سال 1988 صحبت میکنم و در آن زمان سیستمی که ساختیم تحت پردازشگر 286 و 287 بود و حتی 386 هم بعد از آن آمد. بعد از این پروژه کار ادغام سیگنالهای EEG و MRI را انجام دادم که در آن زمان هنوز Functional MRI نیامده بود. بیشتر، بحث بکر بودن این ایده ها و طرح ها مهم است. تاکید دارم و امیدوارم با بیان این مطالب دانشجویان را به سمت ایده های نو راهنمایی کنم. همیشه شعار من بر این بوده است که به جای اینکه دیگران ایده و صورت مسئله ای را ارائه کنند و ما دنباله رو آنها باشیم ، خودمان مسئله را پیدا کرده و خودمان هم آن را حل کنیم. مثلاً اثر انگشت از نیازهای مملکت ما بود و قصد داشتند با هزینه بسیار بالایی حدود 155 میلیون دلار آن را وارد کنند. بعد از اینکه سیستم ساخته شد آلمان موافقت کرد که با هزینه بسیار پایین 6 میلیون دلار آن را در اختیار ما بگذارد.
یکی دیگر از کارهای ما در سال 67 و 68 در یکی از بیمارستانهای تهران انجام شد. در این 2 سال چندین خانم بعد از سزارین و انتقال به ریکاوری over dose شده ، به کما رفته و فوت کردند. پروژه ای که من با آقای دکتر خلیل زاده که در آن زمان از دانشجویان دکترای بنده بود انجام دادیم اندازه گیری عمق بیهوشی با استفاده از سیگنالهای EEG بود. این صورت مسئله ای بود که ما خودمان آن را پیدا کرده و حل کردیم و جالب این است که وقتی من برای فرصت مطالعاتی به خارج از ایران سفر کردم متوجه شدم که ما اگر نگویم جلوتر از دنیا، حداقل همگام با دنیا بودیم. صورت مسئله و حل آن به این صورت بود : یک پزشک جراح بعد از بیهوشی چاقو را روی بدن شخص بیمار میگذاشت. اگر او عکس العمل نشان میداد یعنی هنوز به هوش است و اگر عکس العملی نشان نمیداد یعنی بیهوش بوده و دارو کافی است. حال ممکن است شخصی حتی در حالت بیهوشی به صورت شرطی بر اثر ضربه ای قسمتی از بدنش تکان بخورد و یا برعکس شخصی کلاً بی رمق باشد و حسی برای تکان خوردن نداشته باشد اما مثلاً تمامی سنسورهای شنواییش کار کند. مرکز سیستم هدایت و کنترل حسگری ما مغز ماست. میتوان سیگنالها را گرفت و متوجه شد که آیا این شخص به بیهوشی رسیده است یا خیر. دوز بیهوشی افراد مختلف در حالتهای مختلف مثلاً در حالت استرس و آرامش ممکن است با هم تفاوت داشته باشد. تا جایی که دانش من نشان میدهد میتوانم بگویم ما جزء اولین افرادی بودیم که بر روی این مسئله کار کرده و آن را حل کردیم و این از افتخارات من است.
متاسفانه در دهه اخیر شعاری مبنی بر ارزیابی تحقیقات بر اساس publication آن مطرح شد. من بیش از 100 دانشجو داشته ام و تقریباً میتوانم با اعتبار اظهار نظر کنم که publication اصلاً معیار خوبی برای ارزیابی نیست. بنده بین دانشجویان کارهای بسیار عالی با publication کم و کارهای متوسط با publication زیاد داشته ام. درست است که زکات علم نشر آن است اما این خود علم نیست تولید علم باید مسئله اساسی باشد. تاکید من این است که به جای دنباله روی، نیازهای کشور را چه در زمینه صنعت، چه دانشگاه و چه آموزشی پیدا کنیم. ممکن است روشی بسیار عالی در اروپا برای تدریس استفاده شود، بنده به عنوان معلم باید آن را در فرهنگ خودم پیاده کنم. بعضی از مسائل اقلیمی است مثلاً ببینیم آیا فرهنگی که مدنظر داریم در یک زندگی ایلیاتی قابل پیاده کردن است یا باید مطابق آن فرهنگ راه حل ارائه دهیم. پویا بودن فرهنگ و بومی کردن تحقیقات از مسائلی است که حتماً باید در کشور به آن توجه شود اما متاسفانه به این مسئله کم لطفی شده است.
آقای دکتر ! شما از اعضاء انجمن ما و قطعاً انجمنهای دیگر هستید. چه انگیزه ای شما را به عضویت در یک انجمن ترغیب میکند و تصور میکنید یک انجمن علمی چه وظایفی در مقابل اعضایش دارد و چه کمکی به آنها میکند؟
**  من همیشه این شعار را مدنظر دارم که وقتی پنج انگشت با هم جمع میشوند تبدیل به مشت خواهند شد. انجمنها، سازمانها و تشکلات میتوانند مؤثر باشند. شاید تک تک این افراد نتوانند کاری از پیش ببرند اما شکل گیری انجمنها قدم اولیه ای است برای پیشروی در همان مسئله ای که قبلاً به آن اشاره کردم. در کنفرانسها فضایی به وجود می آید که دیدگاه های مختلف مطرح شود و حتی سلیقه های مختلف در کنار هم قرار بگیرد و در این شرایط است که هم فکریها کارایی واقعی پیدا میکنند. انجمن به معنی کنار هم جمع شدن، حرکت بسیار مفید و خوبی است. حداقل ِ خروجی ها، یکی همین کنفرانسی است که در اصفهان برگزار خواهد شد. اگر انجمن بتواند نشریه علمی هم داشته باشد - در شرایطی که نشریات ما متفرقند - بسیار عالی خواهد بود. متاسفانه در حال حاضر برای خود بنده داوری مقالاتی ارسال میشود که ارتباطی با شاخه تخصصی کار من ندارد و گاهی نمیتوان آن را ارجاع داد و مجبور به داوری هستم. حال در این میان ممکن است مقاله ای به ناحق حذف شود و یا به ناحق بالا بیاید. مثلاً دفاعیه ای را به خاطر دارم که 5 مقاله داشت و 4 تای آن هم ISI بود اما به عقیده من کار بسیار اشتباهی انجام داده بود و متاسفانه رد هم شد. بعضی از نشریاتی که ما داریم از نظر تخصصی اشتباهات زیادی انجام میدهند و البته این بدیهی است مثلاً یک روزنامه، بحثی پزشکی را که نظر یک پزشک است مطرح میکند و بعد ده پزشک دیگر پس از خواندن آن مطلب، آن را اشتباه میدانند. این کار در تخصص و صلاحیت بعضی نشریات نیست و این کار هرچه تخصصی تر باشد بهتر است. اولین گامی که در این راه میتوانند بردارند این است که به جای اینکه دانشگاه ها نشریات مختلف داشته باشند انجمنها این کار را انجام دهند.
از وقتی که در اختیار انجمن گذاشتید و از دیدگاه های دلسوزانه شما بسیار سپاسگزاریم.

شما میتوانید سایر اطلاعات در مورد جناب آقای دکتر قاسمیان را در این صفحه مشاهده بفرمائید:
http://www.modares.ac.ir/enpage/systems/index/Schools/ece/academic-staff/~GHASSEMI

و یا برای برقراری ارتباط با ایشان از این پست الکترونیکی استفاده نمایید :
ghassemi@modares.ac.ir


تاریخ مصاحبه : 9 تیـــر 1389


کلمات کليدي :

ارسال شده در مورخه : پنجشنبه، 8 تير ماه ، 1391 توسط admin  چاپ مطلب

 

مرتبط با موضوع :

 خانم دکتر فرح ترکمنی آذر  [يكشنبه، 4 بهمن ماه ، 1394]
 آقای دکتر اسداله شاه بهرامی  [پنجشنبه، 1 مرداد ماه ، 1394]
 آقای دکتر علی امیری  [پنجشنبه، 1 مرداد ماه ، 1394]
 آقای دکتر فرزین یغمایی  [پنجشنبه، 1 مرداد ماه ، 1394]
 آقای دکتر محمد زارع چاهوکی  [پنجشنبه، 1 مرداد ماه ، 1394]
 آقای دکتر هادی سلطانی زاده  [جمعه، 1 ارديبهشت ماه ، 1391]
 آقای دکتر شهریار برادران شکوهی  [جمعه، 14 بهمن ماه ، 1390]
 آقای دکتر سید امیر حسن منجمی  [شنبه، 17 دي ماه ، 1390]
 آقای دکتر جواد صدری  [شنبه، 19 شهريور ماه ، 1390]
 آقای دکتر حسین نظام آبادی پور  [جمعه، 3 تير ماه ، 1390]

 
با عرض پوزش : ارائه نظر و پیشنهاد در مورد این مطلب مقدور نیست .
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 3.11
تعداد آراء: 9


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


اشتراک گذاري مطلب


انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


 
موضوعات مرتبط

معرفی اساتید و محققین

صفحه اصلي |  جستجو |  سوالات متداول |  معرفی به دوستان |  مدیر سایت

تمامي حقوق براي انجمن ماشين بينايي و پردازش تصوير ايران محفوظ مي باشد.